کتاب چهارم، برآمدن مردم، مقدمه ۳۰.
علیرضاـ۱
سه‌شنبه 17 مرداد 1391 ساعت 09:24 ق.ظ
.
عبدالعظیم شاه کرمی» متخصص سازه و ژئوفیزیک و مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشید در این باره،‌ گفت: «بررسی های کارشناسی که روی سازه های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید و اشکال مخروطی انجام گرفته؛ نشان می دهد که هخامنشیان دو هزار و 500 سال پیش از دانشمندان ریاضی دان استفاده می کردند که به خوبی با ریاضیات محض و مهندسی آشنا بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی کرده بودند.»
http://www.memaran.ir/index.php/home/iran-sec/2011-09-07-12-11-47/iran-architecture-news/229-2011-06-24-10-13-42
..................................................................


تا کشف معادلات لاپلاس و دیفرانسیل در زمان هخامشی
با ما باشید .
khalil2260
سه‌شنبه 17 مرداد 1391 ساعت 12:43 ب.ظ
سلام استاد عزیز
آیا مقاله بعدیتان در مورد ماملکت ایمان خواهد بود؟
پاسخ:
اگر خدا بخواهد و مقدمان ورود به تاریخ معاصر تمام شود.
علیرضاـ۱
سه‌شنبه 17 مرداد 1391 ساعت 01:56 ب.ظ
سلام بر استاد پورپیرار

در باب تمدنهای فاقد خط و سکه اصول و پایه تحقیق و شناخت ان تمدنها و قدمتشان را در چه موارد ی استوار میدانید.؟

بسیار متشکرم.
پاسخ:
مراکز دانشگاهی غرب با لجاجتی دیوانه سان از ورود به هستی پیش از پوریم شرق میانه پرهیز کرده و در مواردی با عرضه خطوط کارگاهی و دست ساز تمام صحنه فنی و قابل تعقیب در این حوزه را به هم ریخته اند. چنان که می دانیم خطوط موجود مربوط به فارسی باستان و ایلامی و بابلی تماما نوکنده اند. این امر البته از نفرت بی حد و اندازه یهودیان با تمدن های کهن این منطقه و به خصوص تمدن بابل مایه می گیرد. در وضعیت موجود قبول صحت و حتی قدمت هیچ کتیبه ای منطق لازم را به همراه ندارد و در برابر ساده ترین سئوال هستی خود را از دست می دهد. در این مرحله شک شایع و مشهور این است که بخش هایی از فرآورده های سایت های کهن در حوزه ما معدوم و یا مفقود شده باشد. حقه بازی عظیم مراکز کاوش در این حوزه را از یاد نبرید که مثلا با رمز گشایی از صورت حروف در خط میخی فارسی باستان نامیده شده، از آن به عنوان یک زبان بهره برداری کرده اند!
از خوانندگان قدیم
سه‌شنبه 17 مرداد 1391 ساعت 06:51 ب.ظ
با سلام خدمت استاد
بعد از خواندن مطلب کامنت آقای علیرضا-1 و جواب شما سوالی برایم پیش آمده است :
آیا خط میخی وجود خارجی ندارد یا آنکه در تخت جمشید و در کرمانشاه جعلی است ، و یا تنها ترجمه نشده است. با تشکر فراوان
پاسخ:
تدارک خط میخی از شاهکارهای دفاتر جعل در دانشگاه های غرب است. زیرا چنین خطی در هیچ رده و میزان و در هیچ قسمتی از شرق میانه کشف نشده است.
khalil2260
سه‌شنبه 17 مرداد 1391 ساعت 07:33 ب.ظ
استاد الحق و الانصاف فرمایشتان در مورد ورزشکاران یا مافیای پزشکی و . . . صحیح می باشد. در عصری که جرثقیل برای سهولت حمل وسایل و لوازم سنگین اختراع شده چه لزومی بر پرورش وزنه برداران وجود دارد.ابن سینا را هم برای طبابت سنتی وارد کتابها کرده اند ولی از آن طرف مشغول ساخت و توزیع داروهای شیمیایی هستند.

واقعیت اینکه زمانی که در تلوزیون استادیوم یا اخبار ورزشی و برنامه هایی از این قبیل را نشان می دهد به کلی سیستم اعصاب مرا به هم می زند
علیرضاـ۱
سه‌شنبه 17 مرداد 1391 ساعت 09:10 ب.ظ
حقه بازی عظیم مراکز کاوش در این حوزه را از یاد نبرید که مثلا با رمز گشایی از صورت حروف در خط میخی فارسی باستان نامیده شده، از آن به عنوان یک زبان بهره برداری کرده اند!
....................................................................
استاد رمز گشایی از حروف یک طرف قظیه است و طرف دیگر تبدیل واژهای عجیب و قریب حاصل از رمز گشایی به زبان فارسی امروزی است .و جالبتر اینکه کتیبه خانی و ترجمه آن نیز امروزه یک رشته دانشگاهی در ایران است.

کاش در یک پست جدید در باب تبدیل این واژهها توضیح بیشتری بدهید .

زنده باشید.
نصراصفهانی
سه‌شنبه 17 مرداد 1391 ساعت 09:28 ب.ظ

این دانشمند تعریف کرد: "مجبور شدم یک هفته بیشتر در آنجا بمانم و در این یک هفته به تئوری نیوتن فکر کردم و دریافتم که نیروی جاذبه تنها شکلی از بی نظمی و یا یک عارضه جانبی از تمایل طبیعی بشر به سمت آشفتگی است. تصور کنید که در یک روز گرم و شرجی موهای شما فر می خورد این تنها به این دلیل است که موهای شما راههای بیشتری برای پیچ خوردن در اختیار دارند تا صاف ماندن و بنابراین به سمت فر شدن می روند. بله. پادشاه برهنه است. این را همه می دانسیم اکنون زمان آن رسیده که آن را با صدای بلند فریاد بزنیم."
---------------

اگر یک موضوعی به وسیله علم و متد ان که تجربه است کشف شود این یک مفهوم علمی است ، مثلا زمین به دور خورشید میگردد ، زمین کروی است و غیره
جاذبه در واقع همون گرانش که تمام اجرام دارند حالا بسته به جرمشون ممکنه کم یا زیاد باشه
اگه بخوایم جاذبه رو زیر سوال ببریم باید گرانش رو زیر سوال ببریم همان گرانشی که برای پرتاب ماهواره و در مدار قرار دادنش کلی توی محاسبات حرف برای گفتن داره ...

شما چه خوشتان بیاد چه خوشتون نیاد اگه از 1 ارتفاع بلند ول بشین میافتین و دچار اسیب دیدگی میشین...
در نتیجه گرانش زمین وجود داره... G=M1*M2/R^2
اما ماهیت نیروی گرانش چیزیه که بشر هنوز موفق به کشفش نشده و یکی از اهداف بزرگترین ازمایشگاه فیزیک دنیا فهمیدن این مسئله است که گرانش چطور کار میکنه....
در ضمن 1کی از 4تا نیروی اصلی طبیعت گرانشه ... + الکترو مغناطیس + هسته ایی ضعیف + هسته ای قوی
2-سقوط اجسام را به فر خوردن مو تشبیه کرده. ما یک نیروی پیچ پیچی نداریم که مو را به این حالت شکل بده. بلکه مو به این حالت در لاگرانژی پایین تری قرار می گیرد. (خلاصه این که در سطح انرژی پایین تری قرار می گیرد.)

این فقط یک برداشت دیگر از گرانش یا یک روش ریاضی دیگر برای محاسبه جهت نیروست.
فرشته
سه‌شنبه 17 مرداد 1391 ساعت 10:53 ب.ظ
سلام و خسته نباشید
تو عکس اول که تصویرزنهای ناصرالدین رو نشون میده یه خانم سیاه پوست و یه غلام سیاه پوست تو اون جمع هستن به نظر من این یه کم عجیبه تو اون زمون این سیاه پوستا که بنظر میاد آفریقایی هستن تو حرمسرای ناصرالدین شاه چیکار میکردن و اساسا از کجا اومدن؟؟؟مساله دیگه اون بادبزنهای چینی تو دستای اون خانمها هستش اینا این بادبزنها رو از کجا اوردن ؟فکر کنم چین از اون زمون جنسای بنجولشو به ایران صادر میکرده!
پاسخ:
خانم فرشته. اگر اسناد قاجار را بکاویم دستگیرمان می شود که اغلب اشیاء درباری از بخشش های این و آن به خصوص ملکه انگلیس و تزار روسیه فراهم شده که علاوه بر شمشیر و تخت عاج نادری، چند غلام نیز در فهرست آن هاست. این نکته نیز قابل تعقیب است که سیستم حرم سرا داری در جهان اسلام پشتیبان قوی ندارد.
یک مسلمان
چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت 12:21 ق.ظ
استاد ایا منظورتان از جعلی بودن خط میخی فارسی باستان است یا شامل عیلامی وبابلی هم میشود
پاسخ:
داستان های کنونی راه حل تعیین تکلیف با کتیبه های سه گانه موجود در بیستون و تخت جمشید و نقش رستم را چنین آدرس می دهد که پس از باز خوانی متن فارسی باستان و تطبیق با خطوط دیگر، رموز ان ها را هم گشوده اند و در عین حال در صفحات بسیاری یادآوری کرده اند که خط ایلامی حتی قابل تفکیک و نام گذاری الفبایی نیست. در آجر نوشته های زیگورات چغا زنبیل هم اساس بر ناشناخته بودن متن و معنای آن نوشته هاست زیرا که در وضع موجود به عنوان سند تاریخی غیر قابل استفاده است. مختصر این که در موضوع این کتیبه ها فرهنگ بشری را به بازیچه گرفته اند.
از خوانندگان قدیم
چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت 01:59 ق.ظ
با سلام خدمت استاد گرامی
یعنی حتی خطوط میخی زیگورات چغازنبیل هم که شخصا روی خشتهای اون دیدم هم جعلی هستن.
با تشکر فراوان
پاسخ:
بعدها همین شگرد را به مصر بردند و مدعی کشف سنگ نوشته ای به نام رزیتا شدند که گویی متن کتیبه های هیروکلیف مقابر را به چند زبان دیگر هم تکرار شده است. این ماجرای رزیتا از قوی ترین تدارکات جاعلانه برای تمدن منطقه است.
چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت 09:32 ق.ظ

http://www.irna.ir/Display.aspx?NID=080265508
abbas
چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت 10:12 ق.ظ
http://www.biblearchaeology.org/post/2008/04/the-discovery-of-the-sin-cities-of-sodom-and-gomorrah.aspx
abbas
چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت 10:52 ق.ظ
http://juanguerrero-augenblick.blogspot.ca/2011_09_01_archive.html
سیروس
چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت 12:13 ب.ظ
استاد گرامی. خطوط بسیار کهن و دست نخورده ناشناخته ای بر روی الواح گلی چغازنبیل شوش و مناطق دیگر در ایران و بین النهرین کشف شده و هم اکنون نیز موجود هستند. مثلا آجر نوشته های همین چغازنبیل که با هیچ منطقی ظن جعلی بودن بدانها نمیرود و بعلاوه جعل این هزاران آجر نوشته غیرممکن است. این آجرنوشته ها هم اکنون هم در چغازنبیل قابل مشاهده اند و چون خطوط روی آنها شبیه میخ بوده، بدان نام میخی بخشیدند. کار جاعلان یهودی این بوده که بر اساس آن خطوط ناشناخته کهن یک خط میخی جدید جعل کردند و با آن مثلا زبان فارسی باستان نوشتند و کتیبه های فارسی باستان هخامنشی جعل کردند و غیره. این جعلیات دلیل نمی شود که وجود خطوط کهن شبیه میخ در چغازنبیل را هم جعلی بدانیم ضمن اینکه خود شما هم تاکنون گل نوشته های چغازنبیل را جعلی نداستید.
پاسخ:
آقای سیروس. کافی است تصاویر قبل از آجر چسبانی مجموعه چغا زنبیل و اصولا شهر شوش را می دیدید
که گور و گنبد دانیال را هم ندارد و متعلق به ۱۲۰ سال پیش است.
فرشته
چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت 12:45 ب.ظ
استاد اگر سنگ رزیتا قلابی باشه پس هیروگلیف هم ترجمه نشده درسته؟ پس اینهمه مقاله و کتاب که درباره مصر نوشتن همش دروغه؟
ضمنا استاد آیا هنوز اسناد و عکس یا سندی در ایران درباره زمان قاجار وجود داره که دولت اون رو منتشر نکرده باشه؟
مرسی
پاسخ:
خانم فرشته. منتشر نشده ها چندین برابر منتشر شده هاست. اخیرا گروهی را برای دسته بندی و ردیف بخشی به بقایای کاغذین نظیر نامه ها و پاکت ها و رونوشت های تلگراف ها مامور کرده اند که یک اقدام احتیاطی برای نجات مانده های مجعول است. به گمان من آن عکس پناه بردن شاه قجر به زیر زمین برای خلوت خویش نیمی از ابزار شناخت بدون دروغ دوره قاجار و رسمی ترین شاه ان سلسله است. از آن که با صرف حد اکثر ساده لوحی نیز نمی توان سنگ سر دستی فراهم شده رزیتا را به علت بی نیازی فراعنه به کاربرد خط یونانی که در زمان فراعنه هنوز به عنوان سرزمین طلوع نکرده بود و نیز ناهماهنگی فنی با دیگر مواریث مصری و داستان مضحک بازیافت آن، نمی توان سند کاربردی مسائل منطقه دانست، سربسته بگویم که باید برخی از رسیدگی ها را که بیرون از بازبینی قرار داده بودم حالا به روی میز منتقل شده است. حوصله کنید خانم محترم.
ح.بشارت
چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت 02:38 ب.ظ
سلام
تصاویری از یک قرستان قدیمی در دزفول. نوشته های به زبان عربی است.
http://www.bultannews.com/fa/news/95572/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D9%81%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%A8
پاسخ:
اقای بشارت. نخست این که این سگ قبرها اسلامی نیست و چون کلمات عربی نقطه کامل دارند، به دوران اخیر متعلق است.
بی نام
چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت 03:27 ب.ظ
دوستان عزیز جناب نیسی وجناب سنجری-سلام علیکم

از انچه در مجادلات کلامی پیش از پیش نور نما شد این واقعیت بود که در نظام بنیان اندیشی هر انسان بی اززشی حتی اگر ربطی به یهودیت نداشته باشد می تواند در ویترین بنجل نمای یهود قرار گیرد اما برای ورود به وادی اعراب جای گیری در ویترین ارزشی عرب باید از تراز وامتیاز وجنس خاصی بود وهر کسی نمی تواند عرب باشد البته عرب زبان اشکالی ندارد. می بینید که این دوستان علی رغم درشت گویی در کنه تفکرات خود نظر بدی به اعراب ندارند ففط ما را لایق عرب بودن نمی دانند که از این بابت حد اقل بنده خدا را شاکرم چرا که آنها فراموش کرده اند وما به یاد داریم"یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفواان اکرمکم عند الله اتقیکم ان الله" که خوشبختانه ما در شعوب عرب ودر ادنا صفت نسبت "عرب زبان" قرار داریم.این اعتراض مجعول به وجه حقیرانه تری در کامنت جناب نصر جیانی آشکار شده که کلا" به سقف طویله جفتک زده وحتی در اطراف رسول اعطم(ص) عربی نمی بیند نمی دانم شاید ایشان چنان تنگ به مسئله می نگرد که گویی فقط سلمان های فارسی را در اطراف پیامبر اعظم می بیند.
این دیگر آخرشه وخدا رحمت کند رفتگان کسانی را که در خوزستان عرب نمی بینند ومنکر عرب بودن اطافیان رسول اکرم نیستند.

جناب علی
"کاملا" بی نام " با "بی نام" دو نام مجزا هستند.برادر چرا قاط می زنی؟ از کنارت به سلامی والسلام می گذرم
گوشه کنایه هایت را به جهت حفظ آرامش وبلاگ نادیده می گیرم .
نظرتون چیه استاد !
چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت 04:34 ب.ظ
http://alef.ir/vdcjttevxuqemiz.fsfu.html?163534
علی
چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت 10:22 ب.ظ
آقای خیلی بی نام
السلام علیک. تصمیم به جای گرفته ایی ! چون تصمیم ندارم به عیار گذاری اجناس ویترینت بپردازم تا شما هم بروی و سکوتی عمیق پیشه کنی.
بنده خدا
چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت 10:25 ب.ظ
سلام
استاد در جواب به ح.بشارت گفتید که سنگ قبرهای مربوط به قبرستان دزفول اسلامی نیست. منظورتان از اینکه اسلامی نیستند چیست؟ همچنین تاریخ سنگ قبرها خونده میشه
پاسخ:
بر روی سنگ قبرها نمایه های قبل از اسلام حکاکی شده و من نتوانیتم روی سنگ ها تاربخی پیدا کنم. اگر چنین تاریخ هایی وجود دارد لطفا برای من ای میل کنید.
بنده خدا
چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت 11:06 ب.ظ
استاد بر روی سومین سنگ قبر که بصورت افقی و شکسته استُ اگر اشتباه نکنم تاریخ ۱۳۴۶ حک شده است. همچنین در چهارمین سنگ هم قریب به یقین عدد ۱۳۳۰ حک شده و در یکی دیگر ۱۳۶۶ مشخص است.
پاسخ:
پس بدین ترتیب و با توجه به این که در سال ۱۴۳۳ هجری قمری قرار داریم، این سنگ ها قریب به صد ساله اند.
از خوانندگان قدیم
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 ساعت 01:25 ق.ظ
باسلام خدمت استاد و دوستان
سنگ قبر های اشاره شده در کامنت ها در دزفول به نظر زیادی تمیز و دست نخورده هستند انگار که همین نزدیکیها(سطوح ترش نخورده خیلی صیقلی و صافن) و به دست یک یا تعداد معدودی شخص(خطها هم مشابه و نزدیک به هم است) تراشیده شدن. تا نظر دوستان و استاد چی باشه؟
مسعود سنجری
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 ساعت 01:49 ق.ظ
با سلام به دوست گرامی و محترم جناب بی نام

درست می فرمائید اما بخاطر اشاره استاد دیگر نمی توان به بحث ادامه داد. اجازه دهید تا این دراز گوش هم در زیر آفتاب سرخوش بماند و به جفتک زدن مشغول باشد.

محمدرضا نیسی
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 ساعت 02:17 ق.ظ
سلام‌علیکم و رمضان کریم

برادر عزیز و بزرگوار آقای بی‌نام

درست می‌فرمایید و یک چیز دیگر هم به نظرم می‌رسد که میزان تأثیرپذیری از مباحث دوران‌ساز بنیان‌اندیشی کسانی که در دسته‌بندی‌های جاعلانه در این سرزمین "فارس" نامیده می‌شوند، کمتر از دیگران بوده است. شاید یکی از دلایل آن، ترس و ابهام آنان از آینده تأثیرگذاری عینی این مباحث باشد.

علاوه بر فرمایش شما، گفتارهای متزمن کوچک‌پنداری این جماعت می‌تواند متأثر از این احساس و ابهام باشد.
فریبا حاجی زاده
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 ساعت 10:18 ق.ظ
آقای بی نام گرامی، برای کسی که ایمان راسخ به آیه شریفه "یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفواان اکرمکم عند الله اتقیکم ان الله" دارد و مقصود الهی را درک کرده است، عرب بودن بر عرب زبان بودن امتیاز و ارجحیتی ندارد و اصولا داخل بحثهای نژادی نمی گردد.
عیار بنیان اندیشی دوستان هم بزودی محک خواهد خرد، امیدوارم سربلند بیرون بیایید. البته از هم اینک می شود نتایج را پیش بینی کرد.
نیکو تر بود بجای جانبدرای از تنبل ترین شاگردان بنیان اندیشی، نقاط ضعفشان را به ایشان یادآوری کنید تا در بوته محک مردود نشوند.
زبیدی
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 ساعت 12:04 ب.ظ
با سلام
در ایران (البته ممکن است کتابهای در این زمینه در عراق چاپ شده باشد)اولین کسی که از حکومت مشعشعیان که بر سرتاسر خوزستان و ایلام واستان های همجوار حکمرانی میکرد سید احمد کسروی در تاریخ 500 ساله خوزستان است که این کتاب را در زمان ماموریتی که در خوزستان داشته نوشته است.و به قول یکی از فعالان فرهنگی اهواز ی این کتاب با همه انتقاداتی که به ان وارداست تاریخ مشعشعیان را زنده کرده است. نظر شما در مورد مشعشعیان چیه؟
با تشکر
بی نام
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 ساعت 12:14 ب.ظ
دختر عزیزم خانم حاجی زاده-سلام علیکم

کسی که منظور اللهی از این آیه شریفه را درک کرده باشد وخود را در سلک بنیان اندیشان می بیند به خلط اصل شعب وقبله به سبک سیاق امتیاز طلبان و نژاد پرستان وهویت طلبان تاریخی رده بندی عرب وعرب زبان را نمی پردازد.استفاده کلمه عرب زبان برای ما استمالتی است مصلحتی برای ایجابی کردن تفکری سخت سلبی منفی وضد عرب واصطلاحی است ریا کارانه از سوی هویت طلبان تاریخی برای خارج کردن هموطنانی از دایره مجرمین تمدن بر انداز ولذا به نظر بنده شایسته هیچ بنیان اندیشی نیست که با بکار بردن این اصطلاح مهر تایید بر حمله سوسمار خواران به تمدن شکوفا و پر زرق وبرق انباشته از فر و فرهنگ وفیل بزند.
نصراصفهانی
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 ساعت 01:18 ب.ظ
ازدواج مسیار نوعی ازدواج است که در سال‌های اخیر در برخی از کشورهای اسلامی رواج یافته و مورد استقبال عده‌ای از زنان و مردان عرب واقع شده است. از آنجا که اهل تسنن ازدواج موقت را مشروع نمی‌دانند؛ برای پاسخ به نیازهای برخی از مردان و زنان جوان ازدواج مسیار را مطرح نموده‌اند. مسیار، نوعی ازدواج دائم است که در آن شرط می‌شود، زن حق نفقه و همخوابگی نداشته و شوهر مختار است، هروقت بخواهد نزد زن برود. زن نیز در زندگی خود آزاد بوده و مرد نسبت به ویریاست و مدیریتی ندارد. نکته مهم این است که در این ازدواج تعادلی بین حقوق و تکالیف زوجین نمی‌باشد و زنان از بلاتکلیفی بیشتری رنج می‌برند.



http://www.iranpress.ir/iranwomen/template1/News.aspx?NID=2740

بنده خدا
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 ساعت 02:15 ب.ظ
تصاویر قدیمی حرم امام علی ( (ع)
http://vista.ir/news/4645051/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C-(-(%D8%B9)
فریبا حاجی زاده
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 ساعت 03:03 ب.ظ
آقای بی نام
برای ما ترک زبانان و یا ترکان تاریخی پرافتخار ساخته بودند. تاریخی مملو از حماسه و شجاعت و قدرت! با صدها حکومت و ده ها امپراطوری! اما وقتی ثابت شده است این تاریخ پوشالی هست، چه تفاوتی میکند من ترک باشم یا ترک زبان؟
بر فرض محال اگر روزی ثابت شد آن تاریخ پرشکوه واقعیت داشته آیا برای منی که حقیقت را یافته ام و هویت خود را با تفکرات و اعتقادات اسلامی ام تعریف کرده ام، حرص خوردن برای ترک بودن ( و نه ترک زبان بودن) مایه تاسف و شرم نیست!؟
برای من کوچکترین اهمیتی ندارد که شما عرب نژاد باشید یا عرب زبان، چون همه نژادها ارزش خود را از دست داده اند، برای من میزان وارستگی آدمها از افکار و علایق پوشالی ساخته ی آل شیطان معیار ارزش گذاریست.
خداوند از من نخواسته تا یک ناسیونالیست باشم، او از من خواسته یک انسان باشم، یک مسلمان...
ضمنا چطور میتوان به تبار بالید در حالی که نمیدانیم از کجا و برای چه و توسط چه کسانی به این سرزمین کوچانده شدیم؟ در حالی که نمیدانیم پدران ما چطور انسانهایی بودند! شاید پدران آقای نیسی و سنجری "عرب تبار" از آن اعرابی بودند که پیامبر را بسیار آزردند!!!
محمدرضا نیسی
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 ساعت 04:20 ب.ظ
زنان شرقی بیشتر مورد استعمال برنامه‌های جنسی برای غربیان می‌شوند تا زنان غربی...

با توجه به گفته آقای ویلز در سال 2000، کار بر روی 'شرق شناسی' الهام‌بخش کارهای زیادی است. به عنوان مثال، تبلیغات برای ارسال کالا به کشورهای اروپایی از کشورهای شرق با قیمت ارزان و گردشگری برای مردم اروپا در کشورهایی که زمانی تحت استعمار اروپایی‌ها بود.آ

آقای ویلز همچنین نشان می‌دهد که سیاست‌های غربی در زمان استعمار حتی در گردشگری نیز نمایان است برای مثال زنان شرقی بیشتر مورد استعمال برنامه‌های جنسی برای غربیان می‌شوند تا زنان غربی و نمونه آن تایلند که امروزه حدود ۲۰٪ اقتصاد کشور از راه توریسم غربی همراه با برنامه‌های جنسی تامین می‌شود.

با تشکر از بردار گرامی کمیل آلبوشوکه
فتح
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 ساعت 04:42 ب.ظ
دوستان همه باید بپذیریم تمام کسانی که امروز به زبان عربی تکلم می کنند و در سرزمینهای عربی و یا خارج از آن سکنا دارند دارای قومیتی عربی هستند، عرب زبان کسی است که زبانی بجز عرب دارد ولی بنا به ضرورت زبان عربی را ابزار کار خود کرده است. مثلا مردمی در افریقا دارای زبانهایی غیر از انگلیسی،فرانسه و ... هستند اما همه ادارات و سیستم آموزشی آنها و احتیاجاتشان ناگریز و اجبارا به زبان انگلیسی یا فرانسه است، پس آنها را می توان انگلیسی زبان یا فرانسه زبان خواند. دقیقا مانند بسیاری از ایرانیان که با داشتن زبانی بجز فارسی ، اجبارا فارس زبان هستند.
در ضمن برای دانستن عرب و زبان عرب بد نیست نگاهی به آیات قران کریم در این باره داشته باشیم.با توجه به همه مطالبی که جناب پورپیرار در این سالها قلم زدند باید بدانیم که اگر ایران و ترکیه کنونی این چنین شکل نگرفته بود و سیری طبیعی داشت مردم ایران و ترکیه هم باید عربی صحبت می کردند و امروز عرب می بودند.
بنده خدا
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 ساعت 06:19 ب.ظ
سلام استاد، همچنان در انتظار مقاله جدیدتان هستیم.
پاسخ:
ان شاء الله دیر نخواهد بود.
محمد اوجال
پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 ساعت 09:35 ب.ظ
با سلام خدمت استاد پورپیرار و سایر دوستان

باعث حیرت است که برخی از همراهان راه بنیان اندیشی، هنوز و پس از گذشت بیش از 10 سال از انتشار اولین مجلدات از مجموعه تاملی در بینان تاریخ ایران، در بحث ابتدایی و اولیه زبان و نژاد گیر کرده اند!... نمی دانم وقتی زبان و فرهنگ و تاریخ و آداب و سنن، یعنی همه آنچه به اصطلاح هویت قومی نامیده اند، "اکتسابی" است و هیچ کس در هیچ کجا به همراه هیچ یک از این عناصر متولد نمی شود، دیگر چگونه می توان سخن از "اصالت" نژاد و زبان و غیره سخن گفت!؟
پاسخ:
آقای اوجال. نواندیشان سر جنگ با آوازمندان ثابت اندیش ندارند که هنوز هم شاه نامه خوانی می کنند حاصل این که جز صبر و تبلیع و حفظ امید چاره نیست.
بی نام
جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 12:31 ق.ظ
خانم جاچی زاده عزیز با سلام
به نظر می رسد کالیبره کردن مسائل قومی وساختن چار چوبهای قیاسی برای تفحص در باب قومیتها نه از مصدر قویم بنیان اندیشانه است ونه واقع بر نظامات والزامات منطق عقلی و هر الحاح واحتجاج نقلی و استدلال قیاسی در این باب منفذ گریزی عوام پسندانه و تلبیسی است در راستای خود ارضایی ذهنی هویت طلبان تاریخی مغرض که سالها در در گیریهای کلامی با راس متوهمین یعنی سارقین وبلاگ حق صبر و سیاستمداران مصلحت گرا وخیل عظیم عوام بلکم با آن مواجه بوده وهستیم.
ما فاخر به قوم و نژاد و معتقد به برتری نژادی نیستیم وتقوا را راس تمام امتیازات انسانی می دانیم و خواهان نگرش درست وبی غش به ندایی هستیم که زودتر از دیگران آن را شنیده ایم وبی هیچ تاویل و تفسیر جاعلانه خواهان پذیرش"یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفواان اکرمکم عند الله اتقیکم " از سوی دیگران هستیم آیا اینکه ما را عرب بنامید با روح ونص صریح آیه منافاتی دارد که گنجشک رنگ شده وعرب زبان باشیم؟اگر فرقی در "عرب" یا "عرب زبان "بودن نیست این چه اصرار بی جایی است که ما را عرب زبان بنامید؟

جناب اوجال باسلام
فکر می کنم لازم نباشد که مجددا" متذکر شوم که این انتنساب به شعب و قبیله از ساخته هیچ نژاد پرستی نیست .خداوند به صراحت مصدر صدور مجوز انتساب به قوم وقبیله را خود صادر کرده وصلاح نیست نوباوگان مکتب رو ابجد خوان که از فهم یک آیه عاجزند به صرف ادای بلوغ بنیان اندیشی اصلاحیه بر حکم خدا صادر کنند.
بی نام
جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 10:32 ق.ظ
جناب علی
نصیحت نا صحان را بارها به محک تجربه وبه بهای گزاف اتلاف عمر به جا وچاره ساز دیده ام پس باورمندم که از دیوار شکسته وسگ هار وزن سلیطه باید حذر کرد.بارها به چشم خود دیده ام که برای رهایی از بوی تعفن دستی بر بینی کفایت امر می کند ولی برای رهایی از تعفن کلام الزاما دو دست ودو گوش را باید به استخدام گرفت؛چه خوب تشخیص دادی که رفتن به سکوت عمیق در این حالت جبر اجتناب ناپذیر است.
فریبا حاجی زاده
جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 11:42 ق.ظ
آقای بی نام
اینکه ثابت شود شما عرب خالص هستید یا بعدها زبانتان عربی گشته است برای من هیچ تفاوتی ندارد و من اصرار خاصی بر "عرب زبان" بودن شما ندارم، اما از آنجاییکه در این مکتب آموختیم بعلت ناآگاهی از گذشته ساکنان این خطه، هیچ نژادی قطعا قابل اثبات نیست و از سویی دیگر زبان تحت تکلم اقوام موضوعی عینی و قابل اثبات هست بنابراین ترجیح می دهیم آنچه را که برایمان قابل رویت و اثبات است، مورد استناد و اتکا قرار دهیم و نه مجهولات تاریخی و نژادی را.
و واقعا برای یک بنیان اندیش متاسفم که موهبت عرب زبان بودن را (یعنی تکلم به زبان قرآن و داشتن امکان ارتباط بدون واسطه با متن آن را) در حد گنجشک رنگ شده بی ارزش می داند! و هنوز اهمیت را بر تبار و نژاد می دهد، چون هنوز به مبتلا به عصبیتهای قومی هستند!
باری من از این پس شما و دوستانتان را عرب خالص می نامم تا ببینیم از این راه چه چیز عاید شما می شود!؟ و ما که ترک زبان و کردزبان و فارس زبان هستیم چه چیز را از دست می دهیم!؟
علیرضاـ۱
جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 02:02 ب.ظ
با سلام

استاد با رجوع به ایران شناسی بدون دروغ 19 الی 26 دریافتیم که جمیع بسیاری از نسخه شناسان مانند مینوی با مسوولیت خود تعدادی نسخ خطی را باطل اعلام کردهاند
ولی در مورد کتیبه ها و خطوط میخی و ایلامی و ....
هنوز خبری چندانی نشده در صورتی که اغلاط در انها بسیار بیشتر و دور از ذهنتر است .
استاد در مورد جو حاکم جویای نظر شما هستیم.
پاسخ:
صبر بخشی از توصیه های این وبلاگ است.
علی
جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 02:20 ب.ظ
آقای بی نام
تصمیمت به سکوت درست است فقط مقدمات اعلام سکوتت بسیار به طول کشیده!! به خوبی می بینی که هرچه بیشتر بر خلوص نژادی پای میفشری بیشتر عقلای این محفل را مشمئز میکنی.چرا از تجربه فراوانت کمک نمی گیری؟؟؟ تجربه ات با زنان سلیطه ، گویی فقط آموزش سلیطگی بوده؟ چرا به جای پاسخ به اشکالات مطرح شده به در و دیوار میزنی؟؟؟ شما هم مانند بچه محل هایت سکوت کن ، حتی یک جمله اضافه تر مایه آبروریزی بیشتر است چرا که اینجا مقابلت سکوت نمی کنند.
بقیع
جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 03:42 ب.ظ
نظرتون چیه؟
http://www.askquran.ir/thread15036-3.html
بقیع قبل از تخریب
حمید
جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 04:12 ب.ظ
جناب استاد باعرض سلام و خسته نباشید
چند وقت پیش از فروشگاه کتابتان کتاب نفیس و ارزشمند هنر معماری کشورهای اسلامی را خریدم که بسیار زیبا و بی بذیل بود واقعا دستمریزاد چاپ بسیار قشنگی داشت
به دنبال آن درمورد آثارمعرفی شده درکتاب ازاینترنت عکس های سه بعدی ازآن مکانها یاقتم که نهایت دقت نقاشان کتاب را تایید میکرد .درمورد قدمت آنها که بیشتر مربوط به مصر هستند مثلا مسجدابن طولون قرن سوم گفته اند آیا درست است؟
وجود آثار اسلامی قدیمی و فراوان وبه ظاهراصیل ازنظرمعماری در مصر در مقایسه با ایران و عراق مارا به حضور جدید اسلام دراین دو کشور رهنمون می کند چه بسا همراه با نومهاجران به ابن مناطق اسلام مذهبی نبزوارد آنهاشده باشد
جناب استاد کار بسیار ارزشمندحضرتعالی در مورد بررسی سکه های اشکانی که نظیرومانند ندارد چرا درمورد سکه های بعد ازاسلام نیزصورت نگرفت؟ازجمله سکه های صفوی یا عباسی. کاش دراین مورد بصورت کلی اشارات و یا مقالاتی ارایه می کردید واقعا انرزی و زمانی را که به هخامنشیان و اشکانیان اختصاص دادید به نظرمن اگربه بعد ازاسلام اختصاص می دادید بیشتر راه گشا تر و قابل استفاده تر بودند.
سلامت روزافزون و توفیق مستدام را برایتان آرزومندم
پاسخ:
آقای حمید. کتاب هنر عرب که با توصیه وزارت ارشاد پیشین با نام فعلی منتشر شد، به ترین سند تعطیل
زندگی اجتماعی در سرزمین هایی است که مورد هجوم پوریم بوده اند. ظاهرا شما با قتل عام پوریم و آثار ان آشنا نیستید و در ایران به دنبال مراکز تجمع پس از اسلام می گردید که تا اواسط دوران قاجار مطلقا فاقد تجمع و تمرکز انسانی بوده است.
محمد اوجال
جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 04:52 ب.ظ
آقای بی نام، سلام

کسی به دنبال گرفتن حق انتساب به این و آن قوم و قبیله از شما و یا ردیه و اصلاحیه نوشتن بر کلام خدا نیست، سخن این است که به خلاصه ترین بیان و به تصریح همان کلام الهی، چنین انتسابی نه مایه فضیلت و نه سبب رذیلت برای هیچکس نیست.
نگرانی تان در خصوص بکارگیری عبارت "عرب زبان" به جای "عرب" هم، اگر در محفل و مجمعی غیر از این جمع و از سوی اشخاصی تربیت یافته در خارج از محیط بنیان اندیشی بود، (اقلا برای شخص بنده) کاملا قابل قبول و منطقی بود، در حالیکه همه می دانم در این محفل توجیهی برای چنان نگرانی ای چندان وجود ندارد.
به هر تقدیر ظاهرا «جز صبر و تبلیع و حفظ امید چاره نیست».

موفق باشید
م.ع
جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 08:24 ب.ظ
آقای بی نام حالا که خودتو انداختی وسط دعوای دو نفر دیگه لا اقل یه مدلی انشا بنویس که بقیه بفهمن چی داری میگی
"خداوند مصدر صدور مجوز انتساب به قوم و قبیله را خود صادر کرده" ( این جمله یعنی چی؟)
"استفاده از کلمه عرب زبان برای ما استمالتی است مصلحتی برای ایجابی کردن تفکری سخت سلبی منفی و ضد عرب"(این یکی یعنی چی؟)

قربون استاد پورپیرار برم که اینقدر ساده و قشنگ مینویسه که همه میفهمن چی میگه. مثل بعضی ها از کلمه های ادبی قلمبه که بی ربط کنار همدیگه چیده شدن استفاده نمی کنه.
آخه پدر من مجبوری مگه کامنت بذاری.
من کاری به دعواهای شما ندارم. ولی آدمهای دیگه هم دارن از مطالب این وبلاگ استفاده می کنن.
حرمت اونا رو نگه دارین.
یا اینکه دعواهاتون رو ببرین یه جای دیگه.
استاد حالم دیگه از این وبلاگ داره به هم میخوره.
چقدر به بچه های بنیان اندیش افتخار میکردم.ولی یادم نبود که تربیت هایی که همه عمر از والدین و مدرسه و رسانه و کتاب های جهود زده گرفتیم زمان میبره تا پالایش و تصحیح بشه.
پاسخ:
اقای م. ع. اگر دوستان و دشمنان فقط تکلیف خود را با وقوع قتل عام پوریم روشن کنند و بتوانند خالی بودن شرق میانه پس از آن کشتار را که ده ها دلیل اثباتی به ضمیمه دارد، هضم کنند، به عرصه ای وارد می شوند که نیازی به گفت و شنود ندارد. گمان دارم اگر ۳۰ یادداشت مقدمات ورود به تاریخ معاصر را هم جذب کنند، نه فقط برای ورود به دنیای بنیان اندیشان نیاز به دعوت نامه ندارند، بل جز توزیع و تبلیغ این داده های نو به سودای دیگری مبتلا نخواهند شد.
بی نام
جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 10:55 ب.ظ
جناب اوجال با سلام
بحثهای مفیدی بود وبرداشت نهایی همان شد که جناب مهندس سنجری پیشا پیش عنوان کرده بود که بعضی خطوط قرمز برای بعضی بنیان اندیشان وهویت طلبان مشترک ودر جایی هردو سنگ پاره های هم وزن دو کفه یک ترازویند.همدلی قابل تاملی است این هم آوایی مدعیان بنیان اندیشی با هویت طلبان تاریخی در اصرار بر بعضی اصطلاخات تصرف گرایانه .
ضمنا" ای کاش بیشتر بر کلام استاد تامل می فرمودید که :"جز صبر و تبلیع و حفظ امید چاره نیست" البته برای شاهنامه خوانها!!! خوب این چه ربطی به من مورد هتک شاهنامه دارد؟





بی نام
جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 11:34 ب.ظ
جناب علی
گفتم که دو گوشم را گرفته ام که گند کلام جاهلانه ترا نشنوم چقدر حقیری تو ؛که فکر می کنی این جدل ها ی کلامی درگیری چال پوست خر کنان است که یکی فائق ویکی منکوب و سر شکسته .شما هیچ وقت نخواهی دانست بر خورد دوبال سبب پرواز است .اگر جدل کلامی هم با دوستان داریم برای بالا رفتن دست برنده نیست .شما بهتر است سینه سپر کنی که همه را خاموش کرده ای.برای اینکه بیشتر خوش ، به حالت بکنم بنده اعلام آمادگی می کنم که ترا بر سر کول خود در شهر بگردانم تا هرچه دل تنگت می خواهد جار بزنی.
راستی طیب خان یوز باشی تو هنوز یاد نگرفته ای که در مثل مناقشه نیست حتی اگر حجت بر فحش چاله میدونی باشه؟فحاشی را بلدی ولی بویی از اصول نبرده ای اگه یه ذره استعداد داشته باشی بعد ازقدری هم قدم شدن اصول معرفتی فحاشی را یاد خواهی گرفت.
فریبا حاجی زاده
جمعه 20 مرداد 1391 ساعت 11:40 ب.ظ
آقای بی نام عزیز
مرا از عنوان مدعی بنیان اندیشی هراسی نیست،چون من دیگر اهمیتی به اسم و عنوان و اشتهار به فلان و بهمان گروه و مکتب و ... نمی دهم.
برای من اهمیت ندارد اثبات شود از بی نام و نشان ترین قوم و قبیله ام، باکی ندارم به من عنوان شیطان پرست دهند یا مسلمان متحجر! بگذارید بر خیل عناوین، عنوان "مدعی بنیان اندیش" هم افزوده شود! برای من اسم و عنوان و تبار و شهرت معیار ارزش نیست. برای من تنها مایه خرسندی و اطمینان و افتخار، آنچه است که در ذهن و قلب و باطن من است و لااقل برای خودم مسلم و مسجل است که چیست! تنها افتخار و دارایی من همان است که خودم از درستی اش یقین دارم و دست نیافتنی و استوار است.
از همه بابت این بحث پوزش میخواهم، اما گویا لازم است گاه یادآور شویم غربال بنیان اندیشی همچنان کار میکند!
بی نام
شنبه 21 مرداد 1391 ساعت 12:28 ق.ظ
جناب م-ع

گاهی اوقات پیش می آید که اشتباهی در نوشتن بوجود بیاد
در مورد جمله اول حق باشماست .این نیز یک پیشامد عادی است که یک مفهوم با دو چمله بندی در ذهن نقش ببندد و به هنگام نوشتن تداخلی در جمله بندی ایجاد شود.لذا جمله با حذف بخش آخر که هم مفهوم با مبتدای جمله است را حذف می کنم انشا الله رضایت جلب شود."خداوند مصدر صدور مجوز انتساب به قوم و قبیله است"
واما در عدم فهم جمله دوم بنده هیچ تقصیری ندارم اگر شما معنی استمالت وسلب وایجاب ومصلحت را نمی دانید دلیل بر ردیف کردن واژهای غلط نیست انصاف است که گله از خود کنید.
در آخر از اینکه موجب دل بهم خوردن شما و ظهور آن کامنت ناشی از آشوب درونی شدم عذر می خواهم انشا الله آرامش امعا از پس آن کامنت فراهم شده باشد.
علیرضاـ۱
شنبه 21 مرداد 1391 ساعت 12:35 ق.ظ

http://www.irancities.ir/historyshow.aspx?id=14
پاسخ:
شک نکنید که بناهایی با گنبد بوقی، مخصوص کشیش و خاخام و بزرگان دین یهود و نصاری است.
علی
شنبه 21 مرداد 1391 ساعت 12:36 ق.ظ
آقای بی نام
بچه محل های شما از ترس فرو رفتن بیشتر در این باتلاق خود ساخته، بی حرکت مانده اند اما شما بازیگوشانه خود را به این معرکه پرتاب کردید و اکنون با خرج همه ی اموخته های سلیطگی و استعمال همه کلمات رکیکی که در ذهن داری باز نمی توانی آبرومندانه بحث را ختم کنی!!!یقه ات گیر افتاده ،خواستی از ردیف عرب زبان به عرب تبار ارتقاء بیابی اما از سلک بنیان اندیشی اخراج شدی!
علیرضاـ۱
شنبه 21 مرداد 1391 ساعت 12:42 ق.ظ
۱۵۰ سال پیش برداشت این همه سنگ برای چه امرار معاشی بوده است؟؟

http://www.irancities.ir/historyshow.aspx?id=54
<<    1    ...    4    5    6    7    8    >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
[حذف مشخصات]
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد