X
تبلیغات
رایتل

کتاب چهارم، برآمدن مردم، مقدمه ۲۶.

چهارشنبه 10 خرداد 1391 ساعت 02:36 ب.ظ
کتاب چهارم، برامدن مردم، مقدمه ۲۶

به گمانم با نصب عکس و مطلب زیر، که مدعی است برای نخستین بار تصویر ناصر الدین شاه در فرنگ را به دید جهانیان می رساند، قاطعانه به سفر نرفتن قبله عالم را به اثبات رسانده ام. این که وسائل ارتباط جمعی اروپا، یعنی همان سرزمین هایی که میزبان شاه قجر بوده اند، انتشار تصویری از آن واقعه پر اهمیت را، سالیانی پس از انجام، به روزنامه ای سپرده باشند که عنوان آن را نیافتم، حامل پیام ساده ای است که بدانیم اصل آن فرضیه، دروغی بی پروا و آزار دهنده است. مورخ عقیده دارد که برملا شدن نادرستی مسافرت های ناصرالدین شاه، بی هیچ شبهه و شک، در آگاه کردن ذهن های سالم و مترصد دریافت حقیقت، به مراتب از اثبات نیمه ساخت بودن تخت جمشید کارساز و بیدارگرتر است.

اینک و به دنبال رجوع فراوان به زمینه های گوناگون تاریخ قاجار با اطمینان کافی و لازم می توانم توجه دهم که جعلیات قاجاری، به خصوص نمایش تصاویر متصل به مظاهر نظامی انقلاب مشروطه، به مراتب از تمامی دیگر اسناد مجعول در موضوع تاریخ ایران پس از پوریم، افزون تر و وقیحانه تر است و سازندگان آن ها چنان عمل کرده اند که گویا از فقدان صاحب نظری خرده گیر در سطوح گوناگون جامعه ایران مطمئن بوده اند. اصرار متن بالا در انتشار اختصاصی و برای نخستین بار این عکس، در عین حال گواه دیگری است که سفرهای قبله عالم به فرنگ مستندات مصور ندارد، زیرا در همین عکس شاهد گرفته شده، باز هم شاه قاجار دیده نمی شود. در نهایت امر این ادعای گزافی نیست اگر بگویم تصاویر مانده از دوران قاجار، تنها در مورد حرم و شکار و پرتره ها قابل اطمینان است.

مثلا به این عکس توجه کنید که دست و پای بر دار کشیده شدگان آزاد است، دست چپ خدمت گذار میانی، فقط تا عبور از پای معدوم امتداد دارد و معلوم نیست در محدوده پای چپ بر دار کشیده چه خبر است و آن سیاهی ثابت بازتاب چیست و محل نصب و تکیه گاه قرقره ی دار کجاست؟!

و این تیرانداز سمت چپ عکس را دریابید که شلیته زنانه پوشیده و درست چسبیده به چکمه های نظامی اش، پاپوش پرچینی حلقه زده و سمت راست عکس چنان درهم ریخته و مغشوش است که تکیه گاه نفرات از پنجره بیرون آمده معلوم نیست و گویی در فضا ایستاده اند. اگر لازم شود که تصاویر قلابی عهد ناصرالدین شاه را به نمایش بگذارم، از ۵۰ نمونه نیز در می گذرد.

ظاهرا این نطاق انقلابی برای تنظیم چنین تصویری، نیازمند کوچ دادن مردم تهران به مسجد جامع اصفهان و جایگاه تازه تراش معروف به محراب اولجایتو بوده است. زیرا مسلما در مساجد تهران تازه پا، چنین محرابی نمی یابیم و سخن رانان تهرانی هم چنین ردای لری را نمی پوشیده اند که در اصل خاخام های لرستانی مشغول به اجرای مراسم شبات هنوز هم به دوش می اندازند.

این تصویر هم نیازی به شرح ندارد و آش آن چنان شور است که محتاج توضیح در پانویس شده است. زمانی که ملاقات ساختگی ستار خان با ارژونیکیدزه،  در شرح صحنه ای از انقلاب مشروطه، به سود سهم بری عناصر چپ ضروری شود، چسباندن سه سر به سه پیکر بی صاحب، کار دشواری نیوده است.

«لازم به یادآوری است که انقلابی گرجی ارژونیکیدزه، ظاهرا برای فرار از پیگرد پلیس تزاری، در پاییز 1909 وارد ایران شد. او، هنگامی که در ایران بود، با گروه های مختلف مشروطه خواه، «دموکرات ها»یی چون سردار محیی و همچنین سوسیالیست هنچاکی یقیکیان و رفقایش در هیئت تحریریه ارگان آنان، زنک، از نزدیک همکاری داشت. هیچ مدرکی در دست نیست، و تاریخ نگاران استالینیست نیز چنین ادعایی نکرده اند، که نشان دهد ارژونیکیدزه هیچ گاه در تبریز بوده یا با جنبش مقاومت آن و رهبرش ستارخان همکاری داشته است». (خسرو شاکری، جبنش مشروطیت و انکشاف سوسیال دموکراسی، ص 230)

چنان که همگی ناچاریم با دیدن این عکس معمولی از زندگی شهری باور کنیم که به ماشین محمد علی شاه بمب انداخته اند و به این بهانه جمعی را به باغ شاه برده و سر بریده اند.

این تصویر هم درست مانند عکسی که از مجلس شورای ملی پس از شلیک توپ های محمد علی شاهی آماده کرده اند، تنها مقوله ای را که اثبات می کند آسیب ندیدن هیچ چیز، مثلا شیشه ها، در این اتومبیل و یا در آن ساختمان است.

این تصویر هم حکایت همان عکس ارژنیتزه ست. این که ترکیب ساختگی چنین شمایلی را از چه مکان برداشته و چه گونه با انقلاب مشروطه مربوط می شود و ساخت آن ها جز ادعای حضور عناصر انقلابی چپ در ماجراهایی که رخ نداده چه ضرورتی داشته،  مراکز اسناد ان به اصطلاح انقلاب چیزی نگفته اند.

«در سنه ی 1290 هجری اعلی حضرت ناصرالدین شاه به فرنگستان سفر نمودند و ممالک اوروپ را سیاحت نمودند. اگرچه سفر فرنگستان نیز مخارج بسیار داشت و ضرر کلی برای دولت ایران وارد آمد اما شاهنشاه و شاهزادگان و بزرگان ایران که در رکاب بودند وضع ممالک اوروپ را مشاهده کردند و خیالات ایشان وسعت گرفت. دور نیست که سفر فرنگستان فواید کلی به جهت ملت و دولت ایران داشته باشد و ترقیات عمده در ایران به ظهور برسد. در سفر فرنگستان عمده کاری که شاهنشاه کردند این بود که قرارنامه با بارون رایتر (رعیت انگلیس) در دادند تا در ایران راه آهن و کارخانه جات بسازد. صورت این قرارنامه در آخر این کتاب مستطاب به شرح خواهد آمد.... ایران مملکتی است که دین زردشتی شیوع داشت و فارسیان که اهالی این مملکت بودند به خداشناسی و عبادت یزدان پاک معروف بوده اند و پادشاهان با اقتدار آن جا به قانون دین سلطنت رعیت پروری می نمودند و در عمارت تخت جمشید در فارس که بنای بس عالی بود و ستون های مرتفع داشت حکمرانی می کردند. در شیراز فارس بود که شیخ سعدی و خواجه حافظ اشعار و غزلیات سرودند که از خواندن آن ها روح انسان مفرح می گردد. مملکت ایران قصه ها و حکایتهای خوش فراوان که همه کس از شنیدن و خواندن آن ها خوشوقت خواهد شد. شخص هر وقت در عالم خیال تاریخ گذشته ی ایران سیر می نماید و پادشاهان قادر و مقتدر آن سامان و پهلوانان و دوشیزگان دلربای پریچهر و شعرای فصیح مهم این مملکت وسیع را به نظر می آورد تمام آن ها از شدت عظمت و غرابت مانند سحر و جادو به نظر جلوه می کند... ولی افسوس که رشته ی این خیال هر چه پایین می آید و تاریخ این مملکت مشهور هر چه نزدیک تر می شود از آن آثار و علامات و بزرگی ها و از قصه های رستم و افراسیاب و نصایح و مواعظ حکما و قصاید و اشعار شعراء و دین و آئین زردشت و حشمت ساسانیان حتی اقتدار سلاطین صفویه و عظمت شاه عباس کبیر هیچ چیز نمی بیند و به هر طرفی می نگرد جز ظلمت و خرابی و فقر و فاقه اهالی چیزی مشاهده نمی شود و حیرت می کند که سلاطین سلسله ی جلیله ی قاجاریه چرا به هیچ وقت درصدد تعمیر و تحصیل عظمت گذشته این مملکت برنیامده و به اسلاف خویش تاسی نکرده اند.

توضیح: مقاله های سیم و چهارم که به متن معاهده های ایران با انگلیس و روس اختصاص یافته است چون ترجمه ها سندیت ندارد و رسمی نیست به چاپ نرسید». (کلمنت مارکام انگلیسی، تاریخ ایران در دوره قاجار، ص 167)

حتی اگر این تصاویر قلابی نتواند به خیال بافی های همه جانبه در موضوع انقلاب مشروطه پایان دهد، توجه به این نکته کارساز است که کلمنت مارکام هم با بهانه ترجمه نامناسب از ارائه متون قراردادهای بسته شده در روزگار قاجار طفره رفته است. زیرا بی هیچ  تردید مجموعه قراردادهای ریز و درشتی که به امضای دربار قاجار رسانده اند، از گلستان و ترکمان چای و رژی و غیره، مطلقا اصل قابل اثباتی ندارند و در زمره موهومات اند. (ادامه دارد)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo